تبلیغات
قوم گمشده در زمان
قوم گمشده در زمان
خدایا تو را به مظلومیت فاطمه زهرا(س)، بقیه غیبت را بر ما ببخش
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

اولین کسی که برای تعجیل در فرج امام زمان(عج) دعا کرده است، کیست ؟

 



حیقوق نبی(ع)

آری. درست است. شاید کمی عجیب به نظر آید ولی حقیقت دارد. حبقوق نبی(ع) یکی از پیامبران بنی اسرائیل است که 2500 سال پیش می زیسته است. قبر او هم اکنون در استان همدان شهر تویسرکان قرار دارد.

کتاب این پیامبر پر است از مناجات ها پیرامون امام زمان(عج). او اولین کسی است که تعجیل در فرج را از خداوند خواستار بوده است.

یکی دیگر از نکات عجیب گفته های او این است که مکرر از خداوند خواسته است که اسم او را در لیست منتظران حضرت مهدی(عج) قرار دهد.

حالا با کمی دقت در این مسئله، پی به اجر عظیم انتظار خواهیم برد. وقتی پیامبر خدا نه یک شخص عادی، اینچنین آرزوی منتظر بودن حضرت مهدی(عج) را دارد با وجود اینکه می دانسته که در زمان آن حضرت زنده نخواهد بود، پس خوشا به حال منتظران کنونی و آخرالزمانی آن حضرت که چه جایگاه حساس و عظیمی دارند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1393/01/25

داغ بی تسلی ( شهید آوینی در فراق امام خمینی)

داغ های همه تاریخ را ما به یکباره دیدیم،چرا که ما امت آخرالزمانیم، و خمینی، این ماه بنی هاشم، میراث دار همه صاحبان عهد بود در شب یلدای تاریخ. در عصر ادبار عقل و فلک زدگی بشر،در زمانه غربت حق، در عصری که دیگر هیچ پیا مبری مبعوث نمی شد و هیچ منذری نمی آمد خمینی میراث دار همه انبیا و اسباط ایشان بود و داغ او بر دل ما ، داغ همه اعصار ، داغی بی تسلی.

ما را این گمان نبود هرگز که بی او بمانیم. آخر او آیتی بود که«ثقلین» را در وجود خود معنا می کرد، همه «ماتَرَک رسول الله» را، و ما می دانستیم که زمین و زمان می گردند تا انسان هایی چون او، هر هزار سال یکی، پای به دنیای گذارند. آخر آدم هایی چون او، قطب سنگ آسیاب افلاکند،مصداق حدیث «لو لاک» اند و غایت الغایات وجود……و حق است اگر با رفتن زمین از رفتن باز ماند آسمان نیز ،خورشید سرد شود و ماه بشکافد و دریا ها طغیان کنند و باران خون از آسمان ببارد و مومنین از شدت ماتم دق مرگ شوند، و اگر نبود آن حجت غایب، تو بدان، بی تردید که همان میشد .

ما را این گمان نبود که بعد از او بمانیم، اما او رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین، در این پهنه بی منتهایی که عقل راه به جایی نمی برد. دریاها و زمین و آسمان و ماه و خورشید بر جای ماندند تا مقصود خمینی«ره» محقق شود، آن سان که بعد از رحلت آخرین فرستاده خدا نیز دور فلک بر جای ماند تا حقیقت وجود او را در جهان تحقق بخشد. آخر انسان هایی چون او که یک فرد نیستند ،یک امت اند و یک تاریخ.

کوران روزحشر در اینجا نیز کورند_ که :" من کان هذه اعمی فهو فی الاخراعمی" _ ونمی بینند. آنان از کجا بدانند که کدام امر عظیم واقع شده است؟

نه آنگاه که امام آمد و نه امروز که رفتند است. اگرنه، این ولی خدا برای آنان حجتی میشد تا صدق قصص انبیا را باور کنند و چون سحره فرعون دربرابر این انقلاب به سجده درآیند که "  امنابرب موسی و هارون "  اگر نه، این ولی خدا برای انان حجتی میشد تا زهد وعدالت  علی را باور کنند، حلم حسن را وشجاعت حسین را و…… واین ولی خدا برای آنان حجتی میشد تا عظمت حق را و همه صفات خدا یی را در وجودش بنگرد و انسان را، همچون خورشیدی که نورش از ازلیت تا به ابدیت را فرا گرفته است.

داغ های همه تاریخ را ما به یکباره دیده ایم. یک بار دیگر این رسول اکرم است که در دنیا رفته است، یک بار دیگر این علی است که به شهادت رسیده است، یک بار دیگر این فاطمه است وحسن است وحسین است که ما را داغدار کرده اند، یک بار دیگر این مهدی است که در حجاب غیبت رفته است.

دست ما اگر به نخل بلند وجود او نمی رسد، دست خمینی که می رسید. او آمد تا معنای «انتظار» را به این امت بیا موزد، در آینه وجود خود که اسوه مصادیق منتظران بود، و اکنون دیگر دور افلاک را مرادی نیست جز آنکه منتظر مهدی باشد.

امام «ره» به ما آموخت که «انتظار در مبارزه است» و این بزرگترین پیام او بود، و پس از او، اگر باز هم امیدی ما را زنده میدارد همین است که برای ظهور آخرین حجت حق مبارزه کنیم. امام «ره» ما را آموخت که « عرفان را با مبارزه جمع کنیم»و خود بهترین شاهد بود  که بر این مدعا که  عرفان عین مبارزه است، و از این پس دیگر چه داعیه ای می ما ند برای انان که عرفان را به مثابه امری کاملآ شخصی بهانه واماندگی خویش می گر فتند؟ او کتاب و سنت را در وجود خویش تفسیر کرد و مجهولات شریعت و طریقت رابا مفتاح مبارک حیات خویش گشود و ما می دانستیم که جهاد اصغر شرط لازم جهاد اکبر است و اولیای مقرب خدا در تمام طول تاریخ همواره بر همین شیوه زیسته اند.

دیگر چه داعیه ای می ماند برای آنان که حکم برظاهر  اشعار عرفانی می راندند و با چشمی ظاهربین چهره افیونی خویش را در آینه صیافی وجود عرفا می دیدند و حتی این اواخر ،دیگر افعال و اقوال منصور حلاج را هم با عقل کج اندیش ماتریالیسم دیالکتیک معنا می کردند و حافظ را شرابخواره و زنبازه ای از سلک خویش می گرفتند؟

آیا ندیدند او را که از این سوی پنجه ارباب جور انداخته بود و از آن سوی «سجاده به می رنگین» داشته بود و «دلق مرتع را گرو جامی شراب مرد افکن» نهاده بود؟ آیا ندیدند که در «خلوت ان کار دیگر کردن»  و «صراحی پنهان کشیدن » یعنی چه؟ مگر این مردترین مردان میدان مبارزه و زاهدترین زُهاد زمانه نبود که دم از خال لب چشم بیمار و می و میخانه بتکده و رند می آلود خرقه پیر خراباتی میزد ؟

امام رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین ماندیم.با داغ جراحتی سخت بر دل و باری سنگین بر دوش . امام رفت تا بار تکلیف ما برگرده عقل واختیارمان بار شود و همان سان که سنت لا یتغیر خلقت بوده است، چرخه بلیات ما را نیز به میدان کشد و آزموده شویم و این آیت ربانی درست درآید که " لنبلونکم حتی نعلم الجاهد منکم و الصابرین".

اکنون ، این ماییم و امانت او . دست بیعت از آستین اخلاص برآریم و در کف فرزند و برادرش و تلمیذ مدرسه اش بگذاریم که اگر بعد از رحلت رسول الله ظهر حکومت اسلام  به غروب خونین شهادت حسین بن علی و «شب بی قمر غیبت » انجامید ، این بار امام فرصت یافت تا وثیقه حکومت را به معتمدین خویش بسپارد و این خود نشانه ای است بر این بار  بشارت که خداوند اراده کرده است تا حزب الله و مستضعفین را به امامت و وراثت زمین برساند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1392/12/18
سه مسجد استراتژیک در آخرالزمان


     


مسجد الحرام = محل ظهور حضرت مهدی(عج)
مسجد کوفه   = محل حکومت حضرت مهدی(عج)
مسجد الاقصی = نقطه اصلی و پایانی حرکت حضرت مهدی(عج)


صهیونیست ها تلاش خود را برای تصرف این سه مسجد متمرکز کردند. صهیونیست های یهودی مامور تصرف مسجدالاقصی شدند که هنوز هم به طور کامل موفق به تصرف کامل ان نشده اند. صهیونیست های مسیحی (یعنی اوینجلیست های آمریکا) را برای اشغال عراق و مسجد کوفه فرستادند که شکست خوردند و دست از پا درازتر عراق را ترک کردند. صهیونیست های مسلمان یعنی همین سلفی ها و وهابی های آل سعود را بر مسجدالحرام مسلط کردند که به دلیل بیماری پادشاه عربستان، بین خاندان آل سعود نزاع شدیدی بر سر حکومت بوجود آمده که بنیان این خاندان را در عربستان سست کرده است.

بدین ترتیب می بینیم که به خواست و اراده خداوند، یهودیان نتوانستند تسلط خود را بر این سه مسجد مهم تثبیت کنند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1392/12/13
به لینک زیر مراجعه فرمایید.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1392/12/11

 جابر ابن عبدالله انصارى گوید:
روزى به همراه مولاى متّقیان، امام على(ع) بودم، شخصى را دیدیم که مشغول نماز است، حضرت به او خطاب کرد و فرمود: آیا معنا و مفهوم نماز را مى‌دانى که چگونه و براى چه مى‌باشد؟
اظهار داشت: آیا براى نماز مفهومى غیر از عبادت هم هست؟
حضرت فرمود: آرى، به حقّ آن کسى که محمّد(ص) را به نبوّت مبعوث گردانید، نماز داراى تأویل و مفهومى است که تمام معناى عبودیّت در آن خواهد بود.
آن شخص عرض کرد: پس مرا تعلیم فرما.

امام فرمود: معنا و مفهوم اولین تکبیر آن است که خداوند، سبحان و منزّه است از این که داراى قیام و قعود باشد.
دومین تکبیر یعنى؛ خداوند موصوف به حرکت و سکون نمى‌باشد.
سومین تکبیر یعنى؛ نمى‌توان خداوند را به جسمى تشبیه کرد.
چهارمین تکبیر یعنى؛ چیزى بر خداوند عارض نمى‌شود.
پنجمین تکبیر مفهومش آن است که خداوند، نه محلّ خاصى دارد و نه چیزى در او حلول مى‌کند.
ششمین تکبیر معنایش این است که زوال و انتقال و نیز تغییر و تحوّل براى خداوند مفهومى ندارد.
و هفتمین تکبیر یعنى؛ بدان که خداوند سبحان همچون دیگر اجسام، داراى أبعاد و جوارح نیست.
سپس در ادامه فرمایش خود فرمود:
معناى رکوع آن است که مى‌گویى: خداوندا! من به تو ایمان آورده‌ام و از آن دست بر نمى‌دارم، گرچه گردنم زده شود.
و چون سر از رکوع بر مى‌دارى و مى‌گوئى: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» یعنى؛ خداوندا! تو مرا از عدم به وجود آورده‌اى و من چیزى نبوده و نیستم، پس هستى مطلق تویى.
و هنگامى که سر بر سجده فرود آورى، گویى: خداوندا! مرا از خاک آفریده‌اى؛ و سر بلند کردن از سجده یعنى؛ مرا از خاک خارج گردانده‌اى.
و همین که دومین بار سر بر سجده گذارى یعنى؛ خداوندا! تو مرا در درون خاک بر مى‌گردانى؛
و چون سر بلند کنى گویى: و مرا از درون همین خاک در روز قیامت براى بررسى اعمال خارج مى‌گردانى.
و مفهوم تشهّد، تجدید عهد و میثاق و اعتقاد به وحدانیّت خداوند؛ و نیز شهادت بر نبوّت حضرت رسول و ولایت اهل‌بیت او(ع) مى‌باشد.
و معناى سلام، ترحّم و سلامتى از طرف خداوند بر بنده نمازگزار است، که در واقع ایمنى از عذاب قیامت باشد.

منبع : alvadossadegh.com





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1392/12/8
حضور رهبر معظم انقلاب در حرم امام رضا(ع)


[http://www.aparat.com/v/hQdzK]





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1392/12/5

چرا شیعیان انگشتر عقیق و فیروزه بدست می کنند ؟

 


آیا تابحال از خود پرسیده ایم چرا ائمه به شیعیان توصیه کرده اند که انگشتر عقیق و فیروزه بدست کنند؟ چرا میان این همه سنگ، فقط عقیق و فیروزه؟

حقیقت این مسئله شاید بسیار عجیب و باورنکردنی باشد. راز این امر به حوادث روز الست یا همان عالم ذر برمی گردد. که در این روز خداوند از همه ذرات عالم عهد و پیمان گرفت. حال این عهد چه بود؟ علمای شیعه معتقدند که آن عهد و پیمان، پذیرش ولایت اهل بیت(ع) است. نکته بسیار عجیب که موضوع بحث ماست این است که در میان سنگ ها، سنگ عقیق و فیروزه زودتر از همه سنگ ها این عهد و پیمان را پذیرفتند. لذا این دو سنگ عزیز شدند. به همین دلیل است که روایت داریم (( از نشانه های شیعه بودن، انگشتر عقیق و فیروزه بدست کردن است)).

نکته جالب تر این است که از میان حیوانات، سگ و خوک، ولایت اهل بیت را نپذیرفتند و ملعون شدند. به عبارت دیگر این دو حیوان با نپذیرفتن ولایت اهل بیت، حرام گوشت شدند.همچنین حیواناتی که این ولایت را با اکراه پذیرفتند، گوشت شان مکروه شد. ونیز حیواناتی که این عهد را با میل و اشتیاق پذیرا شدند، حلال گوشت شدند.

قرآن به طور زیرکانه قسمتی از این راز را بیان می کند. در آیه 145 سوره انعام، به یکی از ویژگی های خوک اشاره شده است و آن هم (( رجس)) است. حال این واژه آشنا که شاید اکثر ما آن را شنیده باشیم، در آیه 33 سوره احزاب (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) که مربوط به اهل بیت(ع) می باشد، اشاره شده است. این آیه بیان می دارد که اهل بیت(ع) از رجس به دور هستند. حال می توان پی برد که خداوند رجس را از اهل بیت دور کرده و آن را در خوک که عهد را نپذیرفت قرار داد.

دلیل دیگر بر این ادعا که ((همه ذرات و موجودات عالم از جمله انسان راجع به آن عهد مورد آزمون قرار گرفتند))، این است در فرازی از دعای عهد خطاب به امام زمان(عج) می خوانیم که (( بیعت خود را با تو تجدید می کنم)). حال سوال اینجاست که منظور از تجدید چیست؟ مگر ما قبلا در جایی دیگر با امام زمان(عج) عهد بسته ایم که اکنون آن را دوباره تجدید می کنیم؟ آری. این همان عهدی است که در روز الست از همه ما گرفته شده و حال آن را دوباره با امام زمان(عج) که یکی از اهل بیت(عج) است تجدید می کنیم. اگر کمی دقت کنیم اسم این دعا هم عهد است.


به امید ظهور منجی بشریت





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1392/12/3

اگر مشکلات زندگیمان زیاد است بدانیم در نماز کم گذاشته ایم



[http://www.aparat.com/v/PmJ5G]




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1392/12/2

یکی از رازهای سوره توحید

 

خداوند بعد از خلقت انسان، واژه احسن الخالقین را برای خود به کار برد. حال ممکن است این سوال در ذهن انسان ایجاد شود که چرا خداوند گفته است احسن الخالقین. واژه ((خالقین)) به صورت جمع آمده. مگر خالق­های دیگری هم وجود دارند که خداوند خود را بهترین آنها می­داند. جواب این سوال ((آری)) است. به عنوان مثال خداوند در قرآن در مورد حضرت عیسی(ع) لفظ خلق را به کار برده است(ماجرای خلق پرنده). منظور این است خداوند صفات خود را در روح انسان قرار داده است البته به صورت جزئی. به عنوان مثال: مهربانی- عدالت- خشم- علم و...

این صفات به صورت جزئی در انسان نیز مشاهده می­شوند. انسان هم مهربانی دارد، هم خشم دارد، هم ممکن است در زندگی عدالت پیشه کند، هم علم جزئی دارد و ...

حال برای اینکه انسان دچار اشتباه و عصیان نشود و این استدلال را نکند که ((اگر صفات روحی خداوند در ما هم وجود دارد پس صفات جسمی و مادی ما هم مثل خداوند است))، خداوند سوره توحید را نازل کرد تا به انسان بفهماند که انسان فقط در صفات روحی با خداوند مشترک است آن هم به صورت جزئی، نه در صفات جسمی.

 

قل هو الله احد : یعنی ای انسان­ها تعداد شما زیاد است. مبادا فکر کنید که خداوند هم در این صفت جسمی مثل شماست بلکه او یگانه است.

الله الصمد : یعنی ای انسان­ها شما نیازمند هستید. مبادا تصور کنید که خداوند هم نیازمند است بلکه او بی نیاز است.

لم یلد و لم یولد : یعنی ای انسان­ها شما هم می­زایید هم زاده می­شوید. ولی خداوند نه می­زاید و نه زاده می­شود.

و لم یکن له کفوا احد : یعنی ای انسان­ها شما افرادی همانند خود دارید ولی خداوند همتا ندارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1392/12/2
یحیی(ع)   =   حسین(ع)

عیسی(ع)  =  مهدی(عج)


یحیی(ع) آمد تا مژده آمدن منجی بنی اسرائیل (عیسی) را بدهد.
حسین(ع) آمد تا مژده آمدن منجی بنی اسماعیل(مهدی) را بدهد.

یحیی(ع) را سر بریدند و سرش را در تشت گذاشتند.
حسین(ع) را سربریدند و سرش را در تشت گذاشتند.

راس الیحیی در سوریه است.
راس الحسین نیز در سوریه است.

عیسی(ع) در کودکی به پیامبری رسید.
مهدی(عج) نیز در کودکی به امامت رسید.

عیسی(ع) غیبت طولانی دارد.
مهدی(عج) نیز غیبت طولانی دارد.

بنی اسرائیل قدر عیسی(ع) را ندانستند، خداوند او را از آنها گرفت.
بنی اسماعیل نیز قدر مهدی(عج) را ندانستند و خداوند او را  گرفت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1392/12/2

علی (ع)، هارون امت

 

یکی از اعتقادات قطعی در بین مسلمانان این است که پیامبر اکرم(ص) دور از هر نوع خطا و اشتباه است. همانطور که آیه 3 سوره نجم نیز به این نکته اشاره دارد. لذا هر حرفی که از سوی ایشان گفته می­شود کاملا مطابق قرآن است. حال در این اینجا قصد داریم به بررسی اجمالی حدیث منزلت بپردازیم. در این حدیث نورانی، پیامبر می­فرمایند: ای علی تو برای من به منزله هارون برای موسی هستی الا اینکه بعد از من دیگر پیامبری نخواهد بود. اگر به این حدیث با دقت بیشتری نگاه کنیم، درمیابیم که پیامبر با این کلام نورانی می­خواهد شباهت حضرت علی و حضرت هارون را نشان دهد. یعنی اینکه حضرت علی و حضرت هارون شباهت بسیار زیادی به هم دارند و بین آنها فقط یک تفاوت وجود دارد و آن هم اینکه حضرت علی امام است و حضرت هارون پیامبر. اگر به آخر این حدیث دقیت کنیم، پیامبر می­فرمایند (( ... الا اینکه بعد از من پیامبری نیست)). این جمله بدین معنی است که فقط همین یک تفاوت بین آنها وجود دارد و اگر تفاوت دیگری نیز وجود داشت پیامبر لفظ (( الا)) را به کار نمی­بردند.

حال طبق این حدیث گهربار، برای شناخت شخصیت حضرت علی(ع) باید شخصیت حضرت هارون(ع) را بشناسیم و برای شناخت حضرت هارون چه منبعی بهتر و مهمتر از قرآن.

قرآن در مورد شخصیت حضرت هارون و انتفاقات دوران زندگی ایشان، نکات بسیار مهمی را بیان می­کند که به طرز بسیار عجیبی با شخصیت حضرت علی و انتفاقات دوران آن حضرت شباهت دارد. که در این مجال قصد داریم به تعدادی از این موارد بپردازیم.

1. وقتی که حضرت موسی(ع) برای گرفتن تورات به کوه طور رفتند، حضرت هارون را به عنوان جانشین خود در بین بنی اسرائیل معرفی کردند. ولی زمانی که حضرت موسی با 10 روز تاخیر به نزد قوم خود باز می­گردد، می­بیند که همه مردم حضرت هارون را کنار زده و گوساله پرست شده­اند. سپس حضرت موسی از حضرت هارون سوال کرد که چرا قوم من گوساله پرست شدند و تو با آنها مقابله نکردی. حضرت هارون در جواب فرمودند: ترسیدم که بین مردم تفرقه شکل گیرد که در آیه 94 سوره طه به آن اشاره شده است. حال این اتفاقات را با دروان حضرت علی مقایسه کنید. پیامبر اکرم(ص) حضرت علی را به عنوان جانشین خود معرفی کردند. ولی وقتی که پیامبر از دنیا رفتند، مردم حضرت علی را کنار زده و به سراغ افراد دیگری رفتند. وقتی که مردم از حضرت پرسیدند که چرا قیام نکردید، فرمودند: من برای اینکه بین امت اسلام تفرقه بوجود نیاید سکوت میکنم.

2. زمانی که حضرت موسی قصد رفتن به کوه طور را داشتند، حضرت هارون را به عنوان خلیفه و جانشین خود در بین مردم قرار دادند(سوره اعراف آیه 142). پیامبر اکرم هم حضرت علی را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی کردند. ولی اهل سنت معتقدند که پیامبر در روز غدیر، دوستی و محبت علی را به مردم گوشزد کرده نه خلافت و جانشینی را.

3. وقتی که خداوند به حضرت موسی فرمان داد که به نزد فرعون رود، حضرت موسی چند چیز را از خداوند درخواست کرد. یکی از این درخواست­ها این بود که حضرت هارون را همراه من بفرست که او بسیار فصیح صحبت می­کند(سوره قصص آیه 34). حال از این طرف می­بینیم که فصاحت و بلاغت حضرت علی زبانزد خاص و عام است.

البته شباهت­های دیگری نیز وجود دارد که در اینجا فقط به همین سه مورد اکتفا شده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1392/12/1


الهی...بک عرفتک...تو را با تو شناختم و برایت می خوانم....
می خوانم توئی را که هر وقت می خوانمت اجابتم می کنی و چه بسیار لحظه هایی که خواندی مرا و کاهلی کردم...

 

می ستایم توئی را که تنها کسی هستی که ناله های تمنایم را میشنوی....
می ستایم توئی را که تنها کسی هستی که چشم امیدم به سویش است....
می ستایم توئی را که گرامیم داشتی,به غیرم وانگذاشتی تا خوارم کنند,دوستم داشتی....
می ستایم تو را و صبرت را بر تمام خطاهایم...


الهی....همه ی کائنات به گرد تو می گردند,چشم امیدشان به سوی تو می گرید,"یا رب" "یا رب" گفتنشان,"الغوث" "الغوث" خواندنشان, می دانم که می شنوی....
می دانم که می بینی پریشان خاطریمان را,آشفته حالیمان را....
می دانم که مراقبمان هستی.....

خدایا...می جویم تو را,به درگاهت استغاثه می کنم,به تو پناه می آورم,متوسلت می شوم تا بگویم: لایقش نیستم اما.... ببخش مرا...

لا رب لی غیرک....لا اله الا انت.....وحدک لا شریک لک....

می خوانمت با زبانی لال شده از فرط گناه,با دلی هلاک شده از شدت خطا... با حالی
هراسان....ترسان....مشتاق....امیدوار....
می بینی حالم را؟ زار می زنم از همه ی گناهانم و امید دارم به احسانت....


مرا و نا له هایم را بشنو....کردارم زشت است,عفوی هدیه فرما....
رفتارم ناپسند است,مواخذه مفرما...منت گدار و رحمتی عطا فرما......
رحمتی به وسعت صفت رحمانیت......

یا ارحم الراحمین.......

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1392/12/1

پیش بینی انقلاب ایران در کلام معصومین (ع)

 

امام موسی کاظم(ع) :

رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ یَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ یَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کَزُبَرِ الْحَدِیدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا یَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا یَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ یَتَوَکَّلُونَ والعاقِبَةُ للمُتّقِین.

مردی از اهالی قم، مردم را به سوی حق دعوت می کند. گروهی با او هم پیمان می شوند که مانند پاره های آهن هستند، بادهای تند قدم هایشان را نمی لغزاند، از نبرد و دفاع ترسی ندارند و از آن خسته نمی شوند، و توکلشان بر خدا است وعاقبت از آن پرهیزکاران است.

بحارالانوار  جلد 57  صفحه 216

 

پیامبر اکرم(ص) :

هم قوم تحابوا بروح الله على غیر أنساب ولا أموال اولئك شیعتك وأنت إمامهم یا علی.

آنها قومی هستند كه به وسیله «روح الله» بین آنها پیوند محبت برقرار می­شود بدون آن كه نسبتهای خانوادگی و منافع مادی و امور دنیوی در این محبت و پیوند نقشی داشته باشد. اینان شیعیان تواند و تو امام آنها هستی ای علی.

بحارالانوار  جلد 65  صفحه 139

 

شخصی می­گوید خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودم آن حضرت این آیه را خواند: ((فاذا جإ وعد اولیهما بعثنا علیكم عبادا لنا اولى باس شدید فجاسوا خلال الدیار و كان وعدا مفعولا))
پس گفتیم فدایت شویم, اینان كه خدا به عنوان بندگان مخصوص خود، شوكتمند و با صلابت یاد فرموده و آنها را براى سركوب یهود بر مى انگیزاند ـ چه كسانى مى باشند؟.
((فقال ثلاث مرات هم والله اهل قم)) حضرت صادق علیه السلام سه بار فرمود:((قسم به خدا آنان اهل قم هستند))   بحارالانوار  جلد 57  صفحه 216

روایات بسیار دیگری نیز وجود دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1392/12/1

آیا نخوردن­ شام پایه دینی دارد؟

 

همواره به ما توصیه شده است که از خوردن شام صرفه نظر کنیم یا حداقل میزان آن بسیار کم باشد. در صورتی که این مسئله با توصیه های دین اسلام مغایرت دارد. دین اسلام به ما توصیه کرده که از خوردن نهار خودداری کنید نه از خوردن شام. کافی است نگاهی به سیستم روزه بیاندازیم آنگاه درخواهیم یافت که در روزه، ما از خوردن نهار منع شده­ایم نه از خوردن شام. و از آنجایی که روزه یکی از دستورات الهی است و دستورات الهی به انسان ضرری نمی رسانند و در واقع خداوند زیان و آسیب انسان را خواستار نیست، لذا می­توان دریافت که خوردن شام زیانی برای انسان ندارد بلکه این خوردن نهار است که در دین منع شده است. پس واضح است که نهار، وعده­ای غیرمفید است ولی بر حسب عادت روزانه خورده می­شود.

پیامبر اکرم (ص) می­فرمایند :

شام را وامگذارید، هرچند با خوردن یک دانه خرمای خشکیده باشد. من از امت خویش از واگذاشتن شام بیم دارم. پیری و شکستگی زودرس به سراغشان آید چرا که شام مایه نیرومندی پیر و جوان است.

بحارالانوار  جلد 66  صفحه 343

دلیل دیگر بر این ادعا، آیه 62 سوره مریم است. که در آن به مومنان وعده داده می­شود که در بهشت هر صبح و شام، رزق و نعمت برای آنها فراهم است. اگر به این آیه دقت کنیم درمیابیم که وعده­ی رزق و نعمت در طول روز داده نشده است بلکه فقط از صبح و شب سخن به میان آمده است.

شخصی به خدمت امام صادق علیه السلام از بیماری های گوارشی شکایت کرد. آن حضرت برای پیشگیری از بیماری های گوارشی فرمود: صبحانه و شام بخور و میان آن دو چیزی نخور، چون مایه فساد بدن است. مگر نشنیدی که خدا می فرماید: در آنجا(بهشت) هر بامداد و شامگاه رزق خود را خواهند داشت.

ضمناً در فتاوی علما هم در مستحبات غذا خوردن همین نکته آمده است. مثل فتوای حضرت امام خمینی (ره) در رساله عملیه، حکم شماره ۲۶۳۶ ((مستحب است انسان در اول روز و در اول شب غذا بخورد و بین روز و بین شب چیزی نخورد.))





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1392/12/1

نقش یهود در واقعه عاشورا

در بررسی نقش یهود در تاریخ اسلام 3 نظریه وجود دارد: نظر اول قائل بر این است که یهود هیچ‌گونه دخل و تصرفی در تاریخ نداشته است و عنایتی به منابع قرآنی و روایی ندارند، دسته دوم بر اساس آیات قرآن و روایات برای یهود نقشی قائل هستند، اما یهود را به عنوان دشمن اصلی اسلام نمی‌شناسند. دسته سوم با استفاده از منابع مستدل و ادله محکم یهود را سرمنشأ حوادث فتنه می‌دانند. باید توجه داشت که از واقعه غدیر خم تا غصب خلافت تنها 72 روز فاصله است و این اتفاقاتی که بعد از رحلت پیامبر(ص) رخ داده است بسیار عجیب و غریب است و نمی‌توان گفت تنها دو نفر در این ماجرا توانسته‌اند خط فکری جامعه را این‌گونه متحول سازند. چگونه ممکن است پس از رحلت پیامبر(ص) جامعه‌ای 180 درجه تغییر کند و دگرگون شود؟! تحلیل این واقعه نشان می‌دهد که جریان‌سازی این حوادث از قبل طراحی شده است.

ریشه ماجرای غصب خلافت و ارتباط آن با خروج پیامبر از مدینه

اگر از غصب خلافت به 10 سال قبل برگردیم، ریشه برخی از حوادث مشخص می‌شود. در آیه 40 سوره «توبه» خداوند می‌فرماید: «إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُواْ ثَانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ وَأَیَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا...»، پیامبر خدا(ص) از ناحیه وحی خبردار می‌شود که مورد سوء قصد قرار گرفته است، یک فردی با پیامبر(ص) همراه می‌شود.  با توجه به کلمه «أَخْرَجَه» در این آیه معلوم می‌شود که تنها یک نفر از مدینه اخراج شده است نه کسی که همراه پیامبر(ص) بوده است، در صورتی که اگر قرآن منظورش 2 نفر بود، باید از لفظ «اخراجکما» استفاده می‌کرد. حال آن نفر خاص چگونه از خروج پیامبر(ص) از مدینه آگاه شد؟ این خود معلوم می­کند که یهود با یک هدف‌گذاری وارد این جریان شده بود.

هنگامی که امام حسین(ع) در روز عاشورا در برابر سپاه عمر‌بن سعد قرار گرفت، در یکی از خطبه‌هایشان اشاره می‌کند که «ای کسانی که در مقابل من ایستاده‌اید و در حال شعله‌ور کردن آتش هستید، خودتان این شعله را روشن نکرده‌اید، بلکه دشمن من و دشمن شما این آتش را شعله‌ور ساخته است».

فرازهای مهم زیارت عاشورا/ لعن شمر در زیارت عاشورا مرتبه دهم نفرین است

زیارت عاشورا یک حدیث قدسی است و از امام باقر و امام صادق(ع) روایت شده است، مجموعه‌ای از کلمات کلید‌واژه هستند از جمله سلام، لعن، حرب و سلم، به طوری که «لعن» و مترادف‌هایش 60 کلمه، «سلام» و مترادفاتش 30 کلمه است که رابطه دو به یک دارند و این نشان از تأکید  خداوند بر دشمن‌شناسی دارد. در فقره اول سلام مطرح می‌شود «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَةَ اللَّهِ ...»، در فقره دوم طرح عظمت حادثه عاشورا «لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْل ِالاِسْلام...ِ» و در فقره سوم اولین لعن با طرح دشمن‌شناسی «فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ» شروع می‌شود، در فقره چهارم هم لعن‌های بقیه شروع می‌شود «وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ..»، پس می‌توان گفت زیارت عاشورا سند استراتژیک شیعه است.

شمر ملعون که ما او را از عاملین اصلی قتل امام حسین می­دانیم، در رده دهم لعن زیارت عاشورا قرار گرفته است، همچنین یزید در رتبه پنجم لعن قرار دارد. در این زیارت، دشمن لایه­لایه معرفی می­شود و می­بینیم که قاتل امام که شمر است در لایه دهم قرار دارد. همین خود نشان دهنده این است عاملین اصلی حادثه کربلا گروه­های پشت پرده دیگری بوده­اند. در واقعه­ی عاشورا یزید اصل نیست. او فقط یک عمله و یک عروسک خیمه­شب­بازی است و باید دنبال عاملان اصلی واقعه­ی عاشورا گشت. قرآن 3 گروه مختلف را به عنوان دشمن پیامبر و اسلام یاد کرده است گروه اول مشرکان «تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ ...»، گروه دوم منافقان هستند که در سوره «منافقون» به ترسیم ویژگی‌های آن‌ها پرداخته است، در واقع منافقان ظاهر‌الاسلام  باطن‌الکفر هستند، دسته سوم نیز یهودیان و نصرا هستند که خداوند در آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ» به آن اشاره می‌کند.

 هزار آیه درباره یهود در قرآن کریم

قرآن 6هزار و 236 آیه دارد که بیش از یک‌هزار آیه آن در مورد یهود و نصاری صحبت می‌کند، یعنی حدود یک ششم قرآن مربوط به آیات یهود و نصاری است. که در این آیات لفظ کفر را برای یهود و نصاری به کار برده است.

در کتاب «بصائر ‌الدرجات» در روایتی ذکر شده است که پیامبر اکرم(ص) را یک زن یهودی مسموم کرده است و در روایتی دیگر از امام حسن(ع) نقل شده است که «من را مانند جدم می‌کشند»، شیخ طوسی در ذیل آیه «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُواْ...» بیان کرده است که یهود مشرکین را به عنوان پیاده نظام خود در مقابل مسلمانان قرار می‌دهد.

 پدر پیامبر(ص) بارها از سوی یهود در معرض ترور قرار گرفت

در «تاریخ طبری» جلد دوم صفحه 8 در روایت آمده است که بنی اسرائیل تلاش کردند که از بنی اسماعیل پیامبری به وجود نیاید، همچنین در روایت دیگر ذکر شده است که «عبدالله» پدر پیامبر(ص) بارها از سودی یهودیان مورد ترور قرار گرفت. در «بحار‌الانوار» جلد 15 صفحه 48 بیان شده است که حضرت عبدالمطلب و ابوطالب برای پیامبر(ص) حالت محافظ شخصی داشتند، این در حالی است که هنوز پیامبر به رسالت مبعوث نشده بود. بدین ترتیب می­توان گفت که دست یهود در شهادت پیامبر، حضرت علی، اما حسن و امام حسین محرز است. مرحوم کلینی در کتاب «کافی» جلد 8 صفحه 206 بیان می‌کند که «یهود» دشمن اصلی پیامبر(ص)، امیر‌المومنین(ع) و در نهایت دشمن اصلی امام زمان(عج) است، در واقع درگیری شیعه در دنیای امروز با یهود است.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1392/12/1

9 دی، یک حادثه سیاسی ساده، یا یک آزمایش بزرگ الهی



 همواره درطول تاریخ، هر قومی برای اینکه بتواند حکومت الهی تشکیل دهد و شایستگی برخورداری از ولایت پیامبران را پیدا کند، همیشه مورد امتحان الهی قرار گرفته تا میزان شایستگی و عزم آنها برای قوم برگزیده بودن و تشکیل حکومت الهی سنجیده شود. این امتحان الهی شامل چهار قسمت می­باشد. 1- آزمون اقتصادی 2- آزمون جهاد 3- آزمون حکمیت 4- آزمون افراد مستجاب الدعوه

هر قومی که خواستار تشکیل حکومت الهی باشد باید این مراحل را با موفقیت پشت سر گذارد. لذا شما می بینید که این امر ثابت الهی همیشه برقرار بوده و همه اقوام در طول تاریخ به این آزمون ها مبتلا شده اند.

از جمله این اقوام، قوم بنی اسرائیل است که در زمان حضرت یوسف(ع) وقتی که در مصر بودند در آرامش زندگی می کردند ولی بعد از وفات حضرت یوسف(ع) توسط مصریان و کاهنان مورد ظلم و ستم قرار گرفتند. فاصله بین حضرت یوسف(ع) تا حضرت موسی(ع) 400 سال نقل شده است که در زمان قوم بنی اسرائیل از سوی مصریان بسیار ظلم و ستم دیدند. این امر سبب شده بود که قوم بنی اسرائیل به ستوه بیایند و از خداوند طلب منجی و نجات دهنده کنند. آنها حدود چهارصد سال گریه و زاری کردند تا بالاخره به اذن خداوند منجی آنها یعنی حضرت موسی(ع) از راه رسید و قوم بنی اسرائیل را از ظلم و جور مصریان و کاهنان و فراعنه نجات داد و به سوی رود نیل روانه کرد. حال که این قوم خواستار حضرت موسی(ع) و تشکیل حکومت زیر سایه او بودند باید مورد آزمایش الهی قرار می گرفتند تا شایستگی آنها روشن شود. ولی افسوس که آنها در هر چهار آزمون شکست خوردند و مورد لعن خداوند قرار گرفتند. چون یکی دیگر از قوانین الهی این است که هر قومی که خواستار تشکیل حکومت الهی شود و بعد از فرستادن ولی خدا، از زیر آن مسئولیت شانه خالی کند، مورد لعن خداوند قرار میگیرد و سنگ دل می شوند که در آیه 13 سوره مائده به آن اشاره شده است. فلذا وقتی قومی قسی القلب و سنگ دل شد، دست به جنایت می زند کما اینکه میدانیم قوم بنی اسرائیل چه بر سر پیامبران آوردند به نحوی که در یک روز 70 پیامبر را به قتل رساندند. حال به صورت اجمال می پردازیم به نحوه شکست قوم بنی اسرائیل در چهار آزمون الهی :

1. آزمون اقتصادی : طبق آیه 61 سوره بقره، قوم بنی اسرائیل به حضرت موسی(ع) فشار آوردند که ما نمی توانیم غذاهای تکراری استفاده کنیم و  پیاز و عدس و سیر و سبزی می خواهیم. در این بین حضرت موسی(ع) به آنها وعده می داد که وقتی به مقصد( سرزمین مقدس) برسیم از همه نعمات الهی برخوردار خواهیم شد و زندگی پر از آرامشی را تشکیل خواهیم داد. لذا باید این فاصله تا مقصد را تحمل کنید. ولی افسوس که این قوم نتوانستند صبر پیشه کنند و از این آزمون سربلند بیرون نیامدند.

2. آزمون جهاد : وقتی که قوم بنی اسرائیل به مقصد وعده داده شده توسط حضرت موسی(ع) رسیدند، حضرت موسی(ع) به آنها دستور داد که باید به جنگ قوم کافری که در این سرزمین قرار دارند بروند و آنها را بیرون کنند. ولی افسوس که به دستور حضرت موسی(ع) اعتنایی نمی کنند و با بی شرمی به حضرت موسی(ع) می گویند که ما از جایمان تکان نمی خوریم خودت و خدایت به جنگ این قوم بروید. لذا در این آزمون هم شکست خوردند. که در آیه 24 سوره مائده به این موضوع اشاره شده است.

3. آزمون حکمیت : زمانی که حضرت موسی(ع) برای گرفتن تورات به کوه طور رفتند حضرت هارون(ع) را به عنوان جانشین خود انتخاب کردند تا در نبود او مردم از وی پیروی کنند. اما وقتی که حضرت موسی(ع) 10 روز با تاخیر به نزد قوم خود باز می گردد، می بیند که قوم او همه (به جز تعداد کمی) حضرت هارون(ع) را کنار زده و گوساله پرست شده اند. لذا این قوم حکمیت و جانشینی حضرت هارون(ع) را کنار زدند و در این آزمون هم رد شدند.

4. آزمون افراد مستجاب الدعوه : این آزمون به این معنی است که افراد زیادی ادعای حق بودن و مسیر درست بودن را دارند و مردم را به سوی خود دعوت می کنند. لذا مردم باید آگاه باشند و تشخیص دهند که چه کسی حق است و راه درست را نشان می دهد. که قوم بنی اسرائیل از این آزمون هم شکست خورده بیرون آمدند و به جای حضرت هارون(ع)، راه سامری را برگزیدند.

همین آزمون ها در زمان پیامبر اسلام(ص) نیز از مردم گرفته شد. که البته مردم آن زمان از 2 آزمون اول با موفقیت بیرون آمدند ولی در 2 آزمون بعدی از را به در شدند. در آزمون اقتصادی که همان شعب ابی طالب بود، مردم سختی ها و گرسنگی ها را تحمل کردند. در آزمون جهاد نیز همراه پیامبر در جنگ ها حضور داشتند. ولی در آزمون حکمیت ( جانشینی حضرت علی(ع)) و همچنین آزمون افراد مستجاب الدعوه ( پذیرفتن خلافت خلفای سه گانه) نتوانستند درست عمل کنند. بنابراین طبق وعده الهی، قومی که عهد الهی را بشکنند قسی القلب و جانیت کار خواهند شد. لذا می بینید که چه بر سر امام حسین(ع) و دیگر ائمه آوردند.

تمام این مقدمات برای این نکته بود که به اینجا برسیم که یکی دیگر از این قوم ها که خواستار تشکیل حکومت الهی در روی زمین است ایرانیان و شیعیان هستند. لذا طبق قوانین الهی باید از چهار آزمون ذکر شده عبور کنند. حال بطور خلاصه به این موارد می پردازیم :

1. آزمون اقتصادی : همه می دانیم که ایران 35 سال است که در تحریم است ولی مردم با توکل بر خدا و پیروی از ولایت فقیه، توانسته اند این مشکلات را تحمل کنند و در این آزمون سربلند شوند.

2. آزمون جهاد : که نمونه بارز آن دفاع مقدس بود که مردم شجاعانه جنگیدند و عزم خود را در دفاع از اسلام و تشکیل حکومت الهی نشان دادند.

3. آزمون حکمیت : که موضوع اصلی این مطلب یعنی همان حماسه 9 دی است. در روز 9 دی مردم نشان دادند که پیرو ولایت فقیه هستند و هیچ وقت پشت او را خالی نخواهند کرد. و در واقع برای اولین بار در طول تاریخ چنین اتفاقی افتاد که مردم آزمون حکمیت را پیروزمندانه پشت سر نهادند.

حال امیدواریم که مردم ولایت مدار ایران اسلامی همچون سه آزمون قبلی، آزمون چهارم را نیز با موفقیت طی کنند تا شایستگی تشکیل حکومت الهی و همراهی با امام زمان(عج) نصیبشان شود. ان شاء الله





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
1392/12/1





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

دعای عظم البلا ذکر روزهای هفته آیه قرآن وصیت شهدا

تم ویوز :: مرجع ابزار وبمستر

اسما خداوند متعال